به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «عصرهامون» ، سمیه کیخا فعال فرهنگی نیمروز در یادداشتی نوشت؛ زبان محلی تنها مجموعهای از واژهها و اصطلاحات نیست؛ پشت هر واژه، بخشی از تاریخ و سبک زندگی مردم قرار دارد. بسیاری از ضربالمثلها، داستانهای شفاهی، ترانهها و حتی شیوههای سنتی بیان احساسات، در دل همین گویشها شکل گرفتهاند. وقتی یک لهجه کمکاربرد میشود، در واقع بخشی از حافظه شفاهی یک جامعه نیز در معرض فراموشی قرار میگیرد.
یکی از عوامل مهم، تغییر سبک زندگی و گسترش ارتباطات است. کودکان و نوجوانان امروز بخش قابل توجهی از ارتباطات خود را از طریق رسانهها، فضای مجازی، فیلمها و محتوای تولیدشده در سطح ملی و جهانی انجام میدهند. طبیعی است که زبان غالب رسانهای بر شیوه گفتوگوی آنان تأثیر بگذارد.
از سوی دیگر، گاهی خانوادهها تصور میکنند استفاده از لهجه محلی ممکن است مانعی برای پیشرفت فرزندشان باشد و به همین دلیل، کودک را از صحبت کردن با گویش بومی دور میکنند. در حالی که یادگیری زبان معیار و حفظ زبان محلی میتواند در کنار یکدیگر اتفاق بیفتد.
خاموشی یک لهجه، خاموشی یک روایت
مهمترین مسئله، از دست رفتن بخشی از تنوع فرهنگی است. هر گویش مجموعهای از واژهها دارد که ممکن است معادل دقیقی در زبان معیار نداشته باشند. این واژهها گاهی مفاهیمی درباره طبیعت، روابط خانوادگی، آداب اجتماعی و تجربههای تاریخی مردم را منتقل میکنند.
وقتی این واژهها دیگر استفاده نشوند، فقط چند کلمه از بین نرفته است؛ بلکه بخشی از شیوه نگاه یک نسل به جهان نیز کمرنگ میشود. به همین دلیل، مسئله زبانهای محلی را نباید صرفاً موضوعی ادبی دانست؛ این موضوع با هویت فرهنگی و اجتماعی جامعه ارتباط دارد.
مدرسه و رسانه؛ دو مسیر مهم احیای گویشها
نخستین گام، ایجاد نگاه مثبت نسبت به گویشهای بومی است. خانوادهها میتوانند در محیط خانه از زبان و لهجه محلی استفاده کنند و اجازه دهند کودکان با واژهها و اصطلاحات بومی آشنا شوند.
رسانهها نیز نقش بسیار مهمی دارند. تولید برنامههای کوتاه، مستند، پادکست و محتوای شبکههای اجتماعی با استفاده درست از گویشهای محلی میتواند این زبانها را دوباره وارد زندگی روزمره کند. ثبت داستانهای شفاهی سالمندان، جمعآوری واژههای بومی و انتشار آنها نیز اقدامی ماندگار است.
مدرسهها هم میتوانند با برگزاری برنامههای فرهنگی، قصهگویی، شعرخوانی و معرفی ادبیات بومی، زمینه آشنایی نسل جدید با این میراث را فراهم کنند؛ بدون اینکه زبان معیار را در برابر زبان محلی قرار دهند.
آینده زبانهای محلی به انتخاب امروز ما بستگی دارد
آینده زبان های محلی به این بستگی دارد که امروز چه اندازه برای ثبت، آموزش و استفاده از آنها تلاش کنیم. زبان تا زمانی زنده است که مردم آن را در زندگی روزمره به کار ببرند. نمیتوان انتظار داشت تنها با ثبت چند واژه در کتاب، یک گویش زنده بماند.
اگر خانواده، مدرسه، رسانه و فعالان فرهنگی هرکدام سهم خود را ایفا کنند، میتوان میان زبان معیار و گویشهای محلی تعادل ایجاد کرد. هدف نباید بازگشت به گذشته باشد؛ بلکه باید کاری کنیم که نسل جدید بتواند هم با زبان امروز ارتباط برقرار کند و هم میراث زبانی نسلهای پیشین را از دست ندهد.
حفظ لهجهها در نهایت، حفظ بخشی از صدای جامعه است؛ صدایی که اگر امروز شنیده نشود، ممکن است فردا تنها در خاطرهها باقی بماند.


































