مرتضی محمودی در گفتگو با خبرنگار سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «خبر نیمروز »، بیان کرد: مسئله اصلی امروز فقط کاهش یا افزایش تعداد نیروهای آمریکایی در منطقه نیست، بلکه تغییر در منطق قدرت است؛ بهگونهای که اتکای صرف به توان نظامی برای شکلدهی به آینده کشورها با محدودیت بیشتری مواجه شده و بازیگران منطقهای سهم بیشتری در تعیین مسیر تحولات پیدا کردهاند.
از قدرت حضور تا محدودیت نفوذ
وی افزود: برای ارزیابی جایگاه آمریکا در غرب آسیا نباید تنها به پایگاههای نظامی، تجهیزات یا شمار نیروها نگاه کرد؛ آنچه اهمیت بیشتری دارد، توانایی یک قدرت برای تبدیل حضور خود به نتیجه سیاسی پایدار است.
محمودی عنوان کرد: آمریکا طی دهههای گذشته بخش قابل توجهی از سیاست منطقهای خود را بر ایجاد بازدارندگی، حضور نظامی و ائتلافهای امنیتی بنا کرده بود، اما تجربه منطقه نشان داده است که قدرت سخت، اگر نتواند با واقعیتهای اجتماعی و سیاسی کشورهای منطقه همراه شود، الزاماً به نفوذ پایدار منجر نخواهد شد.
کارشناس سیاسی ادامه داد: امروز شرایط با گذشته تفاوت دارد. کشورهای منطقه صرفاً دریافتکننده تصمیمات قدرتهای خارجی نیستند و هرکدام بر اساس منافع و ظرفیتهای خود تلاش میکنند نقش بیشتری در شکلدهی به محیط پیرامونی داشته باشند. همین مسئله، انحصار تصمیمسازی خارجی را دشوارتر کرده است.
افغانستان؛ جایی که محاسبه قدرت تغییر کرد
وی با اشاره به افغانستان بیان کرد: تجربه افغانستان یکی از مهمترین نمونهها برای فهم محدودیت قدرت نظامی است. آمریکا پس از نزدیک به دو دهه حضور نظامی، نیروهای خود را از افغانستان خارج کرد.
محمودی تصریح کرد: نکته مهم در اینجا صرفاً چگونگی خروج نیست؛ مسئله عمیقتر این است که یک حضور نظامی طولانی نتوانست به ایجاد نظمی تبدیل شود که بدون اتکای مستمر به قدرت خارجی دوام بیاورد. این تجربه نشان داد میان توانایی ورود به یک منطقه و توانایی تعیین آینده آن منطقه، تفاوت جدی وجود دارد.
کارشناس سیاسی مطرح کرد: افغانستان برای افکار عمومی منطقه یک تجربه قابل تأمل بود؛ زیرا نشان داد هیچ قدرت خارجی نمیتواند اراده سیاسی یک جامعه را تنها با ابزار نظامی برای همیشه مدیریت کند.
عراق؛ نشانهای از بازتعریف نقش آمریکا
وی همچنین گفت: عراق نمونه دیگری از تغییر شکل حضور آمریکا در منطقه است. در سال ۲۰۲۱, واشنگتن و بغداد اعلام کردند مأموریت نیروهای ائتلاف از نقش رزمی به آموزش، مشاوره، کمک و تبادل اطلاعات منتقل میشود و نیروهای آمریکایی دیگر نقش رزمی نخواهند داشت.
محمودی خاطرنشان کرد: این تحول را باید در چارچوب بزرگتری دید؛ یعنی افزایش حساسیت نسبت به حاکمیت ملی و اینکه کشورهای منطقه میخواهند درباره امنیت و آینده خود سهم بیشتری در تصمیمگیری داشته باشند.
کارشناس سیاسی افزود: بنابراین بحث فقط خروج نیروها نیست؛ بلکه مسئله، تغییر تعریف رابطه میان قدرتهای خارجی و دولتهای منطقه است. هرچه ظرفیت داخلی کشورها برای مدیریت مسائل افزایش پیدا کند، امکان تحمیل الگوهای بیرونی نیز محدودتر خواهد شد.
غرب آسیا؛ از زمین بازی به میدان بازیگران
محمودی در ادامه بیان کرد: یکی از تفاوتهای مهم امروز غرب آسیا با گذشته این است که بازیگران منطقهای دیگر صرفاً منتظر تصمیم قدرتهای بزرگ نمیمانند. رقابتها، ائتلافها و همکاریهای منطقهای پیچیدهتر شده و قدرت در حال توزیع شدن میان بازیگران بیشتری است. برخی تحلیلهای مستقل نیز از پایان دوره برتری بلامنازع آمریکا در خاورمیانه سخن گفتهاند.
آیندهای که منطقه خودش رقم میزند
وی در پایان گفت: روند تحولات غرب آسیا را باید یک فرایند تدریجی دانست؛ فرایندی که در آن استقلال تصمیمگیری، تقویت ظرفیتهای داخلی و افزایش نقش بازیگران منطقهای اهمیت بیشتری پیدا کرده است. اگر این روند ادامه پیدا کند، آینده غرب آسیا بیش از گذشته در گرو تصمیم دولتها و ملتهای همین منطقه خواهد بود. شاید مهمترین نشانه تغییر نیز همین باشد که معادلات منطقه دیگر فقط در پایتختهای خارج از غرب آسیا تعیین نمیشود؛ بلکه خود منطقه به تدریج به بازیگری فعالتر در ساختن آینده خویش تبدیل شده است.
انتهای خبر/





































