به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «خبر نیمروز»، مطهره صیادی کارشناس روانشناسی در یادداشتی نوشت؛ فضای مجازی امروزی، عرصهای است که در آن مهندسیِ رفتار، مرزهای اراده را درنوردیده است. پیمایش بیپایان نه یک ویژگی فنی ساده، بلکه ابزاری قدرتمند برای به بند کشیدن توجه کاربر است که در آن، مغز بدون توقف و بدون هیچ نشانهای از پایان، در میان اقیانوسی از دادههای متنوع سرگردان میماند.
این دایرهی فرسایشی، نهتنها توان تمرکز را تحلیل میبرد، بلکه نظام پاداشدهی مغز را بهشدت دچار اختلال کرده و نوعی اعتیاد دیجیتال را در سطحی گسترده رقم زده است. این پدیده، سلامت روان کاربران را در سکوتی معنادار به بازی گرفته است.
طراحان الگوریتمها با ظرافت تمام، مفهوم نقطهی پایان را از صفحات نمایش حذف کردهاند تا ذهن هیچ نشانهی دیداری یا منطقی برای اتمام کار دریافت نکند. این طراحیِ هوشمندانه، سیستم پاداش مغز را به امید دستیابی به یک محتوای جذابتر یا خبری تکاندهندهتر، در چرخهای کاملاً قمارگونه گرفتار میکند. ترشح نامنظم مادهی شیمیایی پاداش در مغز، فرد را چنان در صفحه نمایش قفل میکند که گذر ساعتها برای او معنایی نخواهد داشت و گویی زمان در آن فضای مجازی متوقف میشود.
تکرار مداوم این رفتار، ظرفیت توجه پایدار را بهمرور تخریب کرده و حافظهی کاری را دچار ضعف مفرط میکند؛ چراکه ذهن میآموزد اطلاعات را در برشهای چند ثانیهای، سطحی و سریع مصرف کند و به تدریج توان مطالعه یا تفکر عمیق را از دست میدهد. هجوم پیدرپی اطلاعات پراکنده و عمدتاً نگرانکننده، سطح هورمونهای تنشزا را در بدن بالا برده و نوعی اضطراب مزمن پنهان ایجاد مینماید. در نهایت، فرد دچار فرسودگی ذهنی میشود و بهجای بازیابی توان روانی در زمان استراحت، بیش از پیش خسته و بیانگیزه از محیط حقیقی پیرامون خود فاصله میگیرد.
این وابستگیِ شدید صرفاً به ضعف اراده بازنمیگردد، بلکه سازوکارها بهگونهای تنظیم شدهاند که بخش کنترل منطقی مغز در قشر پیشپیشانی را دور بزنند.
بسیاری از کاربران، پیمایش بیپایان را به عنوان پناهگاهی برای فرار از تنهایی، خستگی مفرط یا چالشهای واقعی زندگی به کار میگیرند. وقتی گوشی همراه به سریعترین و در دسترسترین راه برای خاموش کردن نشخوارهای فکری تبدیل میشود، فرد رهایی موقت را بر رویارویی با واقعیت ترجیم میدهد، غافل از آنکه ریشهی این اضطرابِ پنهان همچنان پابرجاست و با هر بار پیمایش، عمیقتر میشود.
برای رهایی از این تلهی دیجیتال، باید نگاهی قاعدهمند به ابزارهای هوشمند داشت؛ تعیین ساعتهای مشخص برای دوری از نمایشگر و ممنوعیت حضور تلفن همراه در اتاق خواب، گامهای نخستین و حیاتی برای بازگشت به زندگی هستند. تغییر رنگ صفحه به حالت سیاه و سفید، میل ناخودآگاه مغز به پاداشهای پررنگولعاب را بهشدت کاهش میدهد. بازیابی عادتهایی همچون ورزش، پیادهروی بدون تلفن و معاشرتهای رودررو، تنها راهکار عملی برای خروج از چنگال الگوریتمها و بازگرداندنِ آرامشِ از دست رفته به فضای ذهن است.






































