اگر من عامل دشمن بودم، از تریبونی که در اختیار داشتم چه می‌گفتم؟
اگر من عامل دشمن بودم، از تریبونی که در اختیار داشتم چه می‌گفتم؟
مواضع متناقض برخی تریبون‌داران در بزنگاه‌های حساس کشور، ضرورت هوشیاری در برابر روایت‌های ناامیدکننده و حفظ منافع ملی در برابر فشارهای دشمن را برجسته می‌کند.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «خبر نیمروز» به نقل از عصر هامون، یاسر محمدی کارشناس مسائل سیاسی در یادداشتی نوشت؛ اگر من عامل دشمن بودم و تریبونی در اختیار داشتم، لزوماً پرچم دشمن را بلند نمی‌کردم؛ لباس دلسوزی مردم می‌پوشیدم، ژست عقلانیت و خیرخواهی می‌گرفتم و در هر مقطع، دقیقاً همان حرفی را می‌زدم که دشمن برای رسیدن به اهدافش نیاز داشت.قبل از شروع جنگ؛ می‌گفتم کوتاه بیایید، مذاکره کنید و از مواضع‌تان عقب‌نشینی کنید.

وقتی جنگ آغاز می‌شد؛ سکوت می‌کردم؛ نه از مقاومت می‌گفتم و نه از دفاع. منتظر می‌ماندم تا اگر نظام سقوط کرد، برای سهم‌خواهی در آینده صف اول باشم.

وقتی دشمن در میدان به بن‌بست می‌رسید؛ از ترس، ناامیدی، بدبختی و فروپاشی می‌گفتم تا روحیه جامعه را هدف بگیرم.

وقتی تنگه هرمز به اهرم فشار علیه دشمن تبدیل می‌شد؛ ناگهان مدافع بازگشایی تنگه می‌شدم؛ بدون آنکه از منافع ملی و چرایی این اهرم قدرت حرفی بزنم.

وقتی دشمن به دنبال تفاهم و آتش‌بس بود؛ فریاد می‌زدم جنگ را متوقف کنید؛ اما حتی یک‌بار هم نمی‌گفتم چه کسی جنگ را آغاز کرد و چه کسی به کشور ما تجاوز کرد.

برای اثبات ادعاهای دشمن درباره انرژی هسته‌ای، همان حرف‌هایی را تکرار می‌کردم که رسانه‌های دشمن می‌خواستند از زبان یک چهره داخلی بشنوند.

وقتی تفاهم‌نامه امضا می‌شد؛ باز هم می‌گفتم دیگر جنگ نکنید، کوتاه بیایید و از مواضع خود عقب‌نشینی کنید.

پس از جنگ و در دوران آتش‌بس هم دست از کار نمی‌کشیدم؛ هر روز از فروپاشی، سقوط و نابودی کشور می‌گفتم تا جامعه را در وضعیت دائمی ترس و ناامیدی نگه دارم.

در موضوع اعدام نیز، بدون اشاره به علت، عنوان اتهام، حکم قصاص و حدود الهی و حتی بدون نام بردن از محکوم، صرفاً می‌گفتم اعدام بد است. درباره اعترافات هم بدون مشخص کردن اینکه اعتراف از چه کسی و در چه پرونده‌ای گرفته شده، حکم کلی صادر می‌کردم و از اصل موضوع، زمینه و جزئیات آن حرفی نمی‌زدم.

خلاصه اینکه در تمام این مقاطع، صدای دشمن می‌شدم؛ اما نه با ادبیات دشمن، بلکه با ادبیات اپوزیسیون، روشنفکری و دلسوزی برای مردم. همه‌چیز را از دریچه تسلیم می‌دیدم و عقب‌نشینی را عقلانیت، سکوت را مصلحت و ناامیدی را واقع‌بینی جا می‌زدم.

آقای تریبون‌دار! مسئله اینجاست که مردم حافظه دارند. همان کسی که دیروز حتی می‌گفت زنان از خانه بیرون نیایند، امروز با تغییر شرایط، ژست روشنفکری و آزادی‌خواهی گرفته است. نمی‌توان با یک عینک دودی، تغییر لباس و ادبیات، گذشته و مواضع متناقض را پاک کرد.

تریبون مسئولیت است، نه امتیاز؛ و نقد منصفانه با تکرار خواسته‌های دشمن تفاوت دارد. البته دروغ‌پردازی مجازی هم سندیت ندارد اگر تحقیقی کنید مانند حمله به مکه با پهپاد.

دیگر نه ترکمنچای تکرار می‌شود و نه شکست های تحقیرآمیز ۳۰۰ سال گذشته؛ ما تسلیم اهریمن نمی‌شویم.