هشت دهه پس از آن فاجعه، هیروشیما همچنان تنها یک خاطره تاریخی نیست؛ بلکه نمادی از پیامدهای انسانی جنگ، مسابقه تسلیحاتی و غلبه منطق قدرت بر کرامت انسان است. سالگرد این واقعه فرصتی برای بازخوانی تأثیر بمباران اتمی بر سیاست جهانی و بررسی این پرسش است که آیا جهان از تجربه تلخ هیروشیما برای جلوگیری از تکرار چنین فجایعی درس گرفته است؟
هیروشیما؛ زخم هستهای بر پیکر بشریت
مهدی اربابی کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به سالگرد بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی بیان کرد: این واقعه صرفاً یک حادثه تاریخی یا اقدامی برای پایان دادن به جنگ جهانی دوم نبود، بلکه آغاز دورهای جدید در سیاست جهانی بود؛ دورهای که در آن فناوری نظامی توانست ساختار روابط بینالملل را برای دههها تحت تأثیر قرار دهد.
وی افزود: پس از بمباران اتمی، جهان وارد عصر بازدارندگی هستهای شد؛ عصری که امنیت در آن بیش از آنکه بر اعتماد و همکاری متقابل استوار باشد، بر ترس از نابودی و امکان وقوع یک جنگ ویرانگر بنا شد.
این کارشناس مسائل سیاسی با بیان اینکه قربانیان اصلی بمباران هیروشیما و ناگازاکی مردم غیرنظامی بودند، ادامه داد: هنوز برخی مدافعان این اقدام در غرب آن را با عنوان «ضرورت نظامی» توجیه میکنند، در حالی که نمیتوان استفاده از سلاحی با قدرت تخریب گسترده و آثار انسانی طولانیمدت را صرفاً با ادبیات ضرورت نظامی تحلیل کرد.
اربابی تصریح کرد: وقتی یک ابزار جنگی در چند ثانیه یک شهر را به ویرانی میکشاند و شمار زیادی از غیرنظامیان را قربانی میکند، این رخداد را باید از منظر کرامت انسانی و پیامدهای اخلاقی آن نیز مورد بررسی قرار داد.
وی خاطرنشان کرد: هیروشیما و ناگازاکی یکی از روشنترین نمونههای تقدم منطق قدرت بر کرامت انسان در تاریخ معاصر هستند و سالگرد این فاجعه صرفاً یادآور پایان جنگ جهانی دوم نیست، بلکه یادآور هزینهای است که بشریت در نتیجه غلبه ماشین جنگ بر ملاحظات انسانی پرداخت.

این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به تأثیر بمباران اتمی بر شکلگیری نظم جهانی پس از جنگ جهانی دوم گفت: ایالات متحده پس از استفاده از سلاح هستهای در موقعیتی قرار گرفت که از برتری راهبردی برخوردار بود و همین مسئله، شوروی را نیز به سمت توسعه توان هستهای سوق داد؛ روندی که در نهایت یکی از پایههای اصلی رقابت تسلیحاتی و جنگ سرد را شکل داد.
اربابی عنوان کرد: به بیان دیگر، هیروشیما تنها یک تراژدی انسانی نبود، بلکه نقطهای بود که رقابت بر سر تسلیحات کشتار جمعی را به بخشی از منطق مسلط سیاست بینالملل تبدیل کرد.
وی با اشاره به تداوم تهدیدهای هستهای در جهان امروز گفت: با وجود پیشرفتهای فناورانه، جهان همچنان با بحران بیاعتمادی، رقابتهای ژئوپلیتیکی و تهدیدهای امنیتی مواجه است و خطر سلاحهای هستهای همچنان یکی از جدیترین تهدیدها علیه امنیت بشری محسوب میشود.
فاجعهای که نظم جهان را تغییر داد
این کارشناس مسائل سیاسی تأکید کرد: پیام هیروشیما این است که اگر سیاست از اخلاق جدا شود و امنیت صرفاً در انباشت ابزارهای ویرانگر تعریف شود، بشریت همواره در آستانه یک فاجعه جدید قرار خواهد داشت.
اربابی ادامه داد: امنیت پایدار باید انسانی و مبتنی بر گفتوگو و همکاری باشد، نه متکی بر تهدید به نابودی و مسابقه تسلیحاتی.
وی با بیان اینکه خطر امروز تنها به سلاح هستهای محدود نمیشود، گفت: یکی از تهدیدهای جدی جهان معاصر، سیاست دولتهایی است که حتی با استفاده از سلاحهای متعارف دست به کشتار غیرنظامیان میزنند و در عین حال به توسعه و نگهداری زرادخانههای تسلیحاتی خود ادامه میدهند.
این کارشناس مسائل سیاسی افزود: نمیتوان از یک سو شاهد حمله به غیرنظامیان، کودکان و مراکز آموزشی با سلاحهای متعارف بود و از سوی دیگر، داشتن سلاحهای هستهای را برای برخی دولتها امری قابل توجیه دانست.
اربابی خاطرنشان کرد: تجربه هیروشیما به جهان هشدار میدهد که قدرت نظامی بدون مسئولیت اخلاقی میتواند به فاجعهای انسانی تبدیل شود و جامعه جهانی باید به جای عادیسازی رقابت تسلیحاتی، مسیر کاهش تنش، گفتوگو و تقویت سازوکارهای بینالمللی برای جلوگیری از تکرار چنین فجایعی را دنبال کند.
وی در پایان گفت: سالگرد هیروشیما باید فرصتی برای بازاندیشی در مفهوم امنیت جهانی باشد؛ امنیتی که در آن جان انسانها و کرامت انسانی بر منطق قدرت و توسعه سلاحهای ویرانگر اولویت داشته باشد.
انتهای خبر/





































