پکن و طلیعه نظم نوین جهانی
پکن و طلیعه نظم نوین جهانی
فعال رسانه و فضای مجازی نوشت: سفر اخیر رئیس‌جمهور آمریکا به پکن نه یک دیدار دیپلماتیک معمول، بلکه نشانهٔ پایان یک‌جانبه‌گرایی و طلیعهٔ نظمی است که در آن چین به‌عنوان معمار توازن جدید قدرت، جایگزین هژمونی فرسودهٔ غرب می‌شود.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «خبر نیمروز» فرهاد نظریان در یادداشتی نوشت: سفر اخیر رئیس‌جمهور آمریکا به پکن را نه از منظر یک دیپلماتیک رایج که باید در آیینهٔ تحولات عمیق ژئوپلیتیکی قرن بیست و یکم بازخوانی کرد. آنچه در این رویداد به چشم می‌خورد، نه یک دیدار تشریفاتی که نمادی از دگرگونی بنیادین در معادلات قدرت جهانی است؛ دگرگونی که در آن، کاخ سفید دیگر سکان‌دار بی‌منازع صحنه نیست، بلکه ناگزیر به پذیرش نقش مکمل در نظمی تازه‌نفس شده است.

رئیس‌جمهور آمریکا نه از موضع قدرت، بلکه با ردایی از ناکامی بر دوش، وارد پکن شد. او سال‌ها با راهبرد «فشار حداکثری» بر ایران، خود را در جنگی فرسایشی و بی‌فرجام گرفتار ساخت؛ جنگی که نه در میدان نبرد گرم که در سایه سیاست‌های تحریمی و باج‌خواهی اقتصادی دنبال می‌شد. نتیجه چیزی نبود جز انزوای فزاینده واشنگتن و نزدیکی بی‌سابقه تهران به قطب‌های نوظهور شرق. اکنون، وقتی او برای مهار بحران خودساخته – که از آن به «بحران هسته‌ایِ ایرانِ مقاوم» تعبیر می‌شود – درمانده به نفوذ پکن چشم دوخته، یعنی اعتراف صریح به شکست منطق یک‌جانبه‌گرایی.

چین، در این میان، نه تماشاگر که معمار نظم نوین است. پکن نشان داده که می‌تواند پلی میان غرب و شرق باشد، بدون آنکه خود را در دام تقابل‌های کهنه بیفکند. میانجیگری تاریخی میان ایران و عربستان، پیشنهاد راهکارهای چندجانبه برای بحران اوکراین، و اکنون پذیرش رئیس‌جمهور آمریکا با آن جایگاه متزلزل، همگی حاکی از آن است که قواعد بازی در حال بازنویسی است. دیگر کشورها ناگزیرند برای حل بحران‌هایشان به‌جای تکیه بر هژمون فرسوده، به سمت مراکز جدید ثقل حرکت کنند.

نظمی که در حال تنظیم است، دیگر آمریکا محور نیست. در این نظم نوین، قدرت به‌جای انحصار در یک قطب، توزیع می‌شود؛ دیپلماسی جایگزین زورگویی می‌گردد؛ و محور تصمیم‌گیری‌ها از اتاق‌های بیضی واشنگتن به تالارهای ضیافت پکن و دیگر پایتخت‌های خیزش‌یافته منتقل می‌شود. رفتن رئیس‌جمهور آمریکا از پکن، درحالی‌که همان ناکامی را چون سایه دنبال خود می‌کشد، یعنی طلیعه این حقیقت تلخ برای غرب: دیگر نمی‌توان با نسخه‌های دیروز، تب‌های امروز جهان را نواخت.

این یادداشت را نه از سرخوشی به افول دیگری که از روی درک دگرگونی تاریخی می‌نویسم. جهانی که در آن قوی‌ترین قدرت نظامی برای التیام زخم‌های خودساخته‌اش به وجاهت سیاسی شرق پناه می‌برد، جهانی است که برگ تازه‌ای از دفتر توازن قدرت ورق زده است. اکنون پرسش این نیست که آیا نظم آمریکا محور پایان‌یافته، بلکه این است که ایران و دیگر ملت‌های مستقل چگونه از این پنجره طلایی فرصت، برای ساختن آینده‌ای عادلانه‌تر عبور خواهند کرد.

انتهای خبر/