امام خمینی (ره) با تکیه بر دانش عمیق فقهی، فلسفی، کلامی و عرفانی خود، این تفکر را به چالش کشید. ایشان نشان داد که پیامبر اکرم (ص) در عین آنکه بزرگترین عارف الهی بود، بزرگترین سیاستمدار و مدیر جامعه اسلامی نیز محسوب میشد.
امیرالمؤمنین علی (ع) نیز در اوج عرفان و معنویت، مسئولیت حکومت و اداره جامعه را بر عهده داشت. نهضت عاشورا نیز در حقیقت جلوهای از حضور دین در عرصه سیاست و مقابله با انحرافات قدرت بود. از این منظر، عرفان مورد نظر امام خمینی(ره) هرگز به معنای گوشهنشینی، انزوا و بیتفاوتی نسبت به سرنوشت جامعه نبود.
عرفان حقیقی آن است که انسان را به خدمت خلق، مبارزه با ظلم، دفاع از محرومان و تلاش برای برقراری عدالت سوق دهد. به همین دلیل امام معتقد بود که سیر و سلوک الهی از مسیر مسئولیتپذیری اجتماعی و اهتمام به امور مسلمین میگذرد. یکی دیگر از مهمترین نوآوریهای امام خمینی(ره)، ارائه الگویی جدید از حکومت بود؛ الگویی که توانست میان اسلامیت و جمهوریت پیوند برقرار کند.
در طول تاریخ معاصر، بسیاری بر این باور بودند که حکومت دینی با مشارکت عمومی مردم سازگار نیست؛ اما امام خمینی (ره) این تصور را نیز دگرگون ساخت. ایشان مردم را صاحبان اصلی کشور میدانست و بر این باور بود که هیچ نظام سیاسی بدون حضور و مشارکت مردم قادر به استمرار نخواهد بود.
به همین دلیل از نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، همهپرسی تعیین نظام سیاسی، انتخابات ریاست جمهوری، انتخابات مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان رهبری و شوراهای اسلامی در دستور کار قرار گرفت.
در اندیشه امام، مردم صرفاً ابزار مشروعیتبخشی به حکومت نبودند، بلکه نقش اصلی را در حفظ، تقویت و اصلاح نظام ایفا میکردند. ایشان بارها تأکید میکرد که میزان، رأی ملت است و هیچ فرد یا جریانی حق ندارد اراده خود را بر مردم تحمیل کند.
امروز نیز یکی از مهمترین عوامل اقتدار جمهوری اسلامی ایران، حضور مردم در صحنههای مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. تجربه بیش از چهار دهه فشار، تحریم و تهدید نشان داده است که هر جا مشارکت عمومی تقویت شده، کشور توانسته از چالشها عبور کند و هر جا از ظرفیت مردم فاصله گرفته شده، مشکلات افزایش یافته است.
یکی از بنیادیترین اصول مکتب امام خمینی (ره)، اصل «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» بود. در دورانی که جهان میان دو بلوک قدرت شرق و غرب تقسیم شده بود، کمتر کسی تصور میکرد کشوری بتواند بدون وابستگی به یکی از این دو اردوگاه، مسیر مستقلی را در پیش بگیرد.
امام خمینی (ره) با الهام از آموزههای اسلامی، راه سومی را مطرح کرد که بر استقلال، عزت و خودباوری استوار بود. ایشان معتقد بود همانگونه که مسلمانان صدر اسلام در برابر امپراتوریهای ایران و روم استقلال خود را حفظ کردند، ملت ایران نیز میتواند بدون وابستگی به قدرتهای جهانی روی پای خود بایستد.









































