محمود حیدری در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «خبر نیمروز»، بیان کرد: گسترش شبکههای اجتماعی، مفهوم مرجعیت را دگرگون کرده است. اگر در گذشته خانواده، مدرسه، رسانههای رسمی و نخبگان اجتماعی نقش اصلی را در شکلدهی به نگرش و رفتار مردم ایفا میکردند، امروز اینفلوئنسرها نیز به یکی از منابع مهم اثرگذاری تبدیل شدهاند؛ افرادی که گاه تنها با یک ویدئو یا یک استوری، سلیقه هزاران و حتی میلیونها نفر را جهت میدهند.
وی افزود:قدرت اینفلوئنسرها از نزدیکی ظاهری آنها با مخاطب ناشی میشود. مردم احساس میکنند این افراد شبیه خودشان هستند، زندگی روزمرهشان را به اشتراک میگذارند و به همین دلیل توصیههایشان را راحتتر میپذیرند. این اثرگذاری تنها به حوزه مد و زیبایی محدود نیست و اکنون بر رفتارهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نیز سایه انداخته است. اینفلوئنسرها میتوانند انتخاب یک برند، نوع تغذیه، مقصد سفر، شیوه تربیت فرزند و حتی نگاه افراد به مسائل اجتماعی را تغییر دهند.
اعتماد مجازی، نفوذ واقعی
این کارشناس جامعه شناسی با اشاره به تغییر الگوی اعتماد در جامعه عنوان کرد: بخش مهمی از مخاطبان، بهویژه نسل جوان، بیش از تبلیغات رسمی به تجربه زیسته و روایت شخصی اعتماد میکنند. اینفلوئنسرها هم دقیقاً از همین نقطه وارد میشوند و با نمایش سبک زندگی خود، نوعی اعتماد عاطفی ایجاد میکنند. همین اعتماد عاطفی باعث میشود مرز میان تبلیغ و توصیه واقعی برای بسیاری از مخاطبان کمرنگ شود. در نتیجه، افراد ممکن است بدون بررسی کافی، کالا یا خدمتی را صرفاً به دلیل معرفی یک چهره محبوب خریداری کنند.
حیدری مطرح کرد: وقتی مخاطب قدرت تحلیل تبلیغات پنهان را نداشته باشد، احتمال فریب خوردن بالا میرود و رفتار مصرفی او از نیاز واقعی فاصله میگیرد.
البته اثر اینفلوئنسرها همیشه منفی نیست. اگر این ظرفیت بهدرستی هدایت شود، میتواند در افزایش آگاهی عمومی نقش سازندهای داشته باشد. در سالهای اخیر نمونههایی دیدهایم که اینفلوئنسرها درباره سلامت روان، محیط زیست، کتابخوانی، کمکهای مردمی یا پیشگیری از آسیبهای اجتماعی، کمپینهای موفقی راه انداختهاند و بر افکار عمومی اثر مثبت گذاشتهاند.
سبک زندگی زیر سایه الگوسازی
کارشناس جامعه جامعه شناسی در ادامه گفت: مهمترین اثر اینفلوئنسرها را در الگوسازی سبک زندگی است مخاطب، بهویژه نوجوان، معمولاً در مرحله هویتیابی قرار دارد و به دنبال الگو میگردد. وقتی یک اینفلوئنسر مدام نوع خاصی از ظاهر، مصرف، تفریح یا روابط اجتماعی را نمایش میدهد، این الگو بهتدریج در ذهن مخاطب عادی و مطلوب جلوه میکند. این مسئله گاه به مقایسه دائمی، نارضایتی از زندگی واقعی و افزایش فشار روانی منجر میشود. بخشی از محتوای اینفلوئنسری، تصویری گزینششده و غیرواقعی از زندگی است. اگر مخاطب این واقعیت را نداند، ممکن است احساس عقبماندگی یا ناکافی بودن پیدا کند.
وی با تاکید بر ضرورت آموزش سواد رسانهای گفت: جامعه نمیتواند اینفلوئنسرها را نادیده بگیرد، اما میتواند مخاطب آگاهتری تربیت کند. خانوادهها، مدارس و رسانهها باید به افراد یاد بدهند که هر محتوای پرمخاطبی لزوماً معتبر نیست و هر توصیهای نباید بدون پرسش پذیرفته شود.
ضرورت مسئولیتپذیری بیشتر
کارشناس جامعه شناسی نیمروز در ادامه افزود: در کنار آموزش مخاطب، اینفلوئنسرها نیز باید مسئولیت اجتماعی خود را جدیتر بگیرند. کسی که بر رفتار هزاران نفر اثر میگذارد، دیگر فقط یک کاربر عادی نیست. چنین فردی باید بداند هر توصیه نادرست، هر تبلیغ غیرشفاف و هر نمایش اغراقآمیز، میتواند بر تصمیمها و حتی سلامت روان مخاطبان اثر بگذارد.
پی در پایان خاطرنشان کرد: اینفلوئنسرها بخشی از واقعیت رسانهای امروز هستند. مسئله اصلی حذف آنها نیست، بلکه مدیریت هوشمندانه این فضا، تقویت سواد رسانهای و مطالبه شفافیت و صداقت از کسانی است که بر ذهن و رفتار مردم اثر میگذارند.
انتهای خبر/



































