جنگها فقط خیابانها و ساختمانها را ویران نمیکنند؛ آنها روان انسانها را نیز در هم میشکنند. تأثیر جنگ بر سلامت روان اغلب کمتر از آسیبهای فیزیکی دیده میشود، اما بسیار عمیقتر و ماندگارتر است. ترس، اضطراب، بیقراری و احساس ناامنی، تنها بخشی از اثرات روانی جنگ هستند که زندگی کودکان، نوجوانان و بزرگسالان را تحتتأثیر قرار میدهند. حتی افرادی که مستقیماً در جنگ حضور ندارند، از طریق اخبار، تصاویر و فضای پرتنش، دچار آسیبهای روانی پنهانی میشوند.
در دوران بحران و جنگ، سلامت روان افراد بهشدت در معرض تهدید قرار میگیرد. فشارهای ناشی از شرایط استرسزا، ترس و عدم امنیت، همگی میتوانند منجر به افزایش سطح اضطراب و کاهش خلق و روحیه شوند. بررسی عوامل محیطی و فردی که در این فرایند نقش دارند، اهمیت ویژهای پیدا میکند؛ چراکه شناخت آنها میتواند راهکارهای مؤثر برای مقابله و کاهش آسیبهای روانی فراهم آورد.
.jpg)
مدیریت اضطراب در روزهای جنگ و ناامنی
احمد میرگل کارشناس علوم تربیتی و عضو هیأت علمی دانشگاه پیامنور سیستان و بلوچستان بیان کرد: در دوران جنگ، مراقبت از سلامت روان بهاندازه تأمین نیازهای جسمی و امنیتی اهمیت دارد. اگرچه شرایط بیرونی از کنترل ما خارج است، اما میتوانیم با برخی روشهای ساده و علمی از ذهن خود محافظت کنیم و سطح تابآوری روانیمان را افزایش دهیم.
وی افزود: تماشای مداوم تصاویر خشونتبار و شنیدن اخبار منفی، میتواند اضطراب را تشدید کند. برای محافظت از ذهن، لازم است مصرف اخبار را مدیریت کنیم و فقط در زمانهای مشخص و از منابع معتبر پیگیری کنیم.
میرگل تصریح کرد: در بحرانها، روابط انسانی نقش درمانی دارند. صحبتکردن با خانواده، دوستان یا حتی افراد همدل در شبکههای اجتماعی، حس تنهایی را کاهش میدهد و به تخلیه هیجانی کمک میکند.
وی ادامه داد: در شرایط موجود رعایت برخی موارد مانند پذیرش احساسات و تجربیات مربوط با شرایط کنونی کمک میکند تا به شکل کارآمدتری عمل کنیم، ترس، غم، خشم و اضطراب، تحریکپذیری بالا و ناامیدی در زمان جنگ طبیعیاند. انکار این تجربیات نهتنها آنها را از بین نمیبرد، بلکه فشار روانی را افزایش میدهد. همین که به خود حق میدهیم که این احساسات طبیعی هستند تحمل آنها راحتتر خواهد شد.
واکنش والدین؛ مهمترین عامل آرامش یا اضطراب
عضو هیأت علمی دانشگاه پیامنور سیستان و بلوچستان ادامه داد: یکی از مواردی که بهخصوص والدین باید به آن توجه کنند، نحوه واکنش آنها نسبت به کودکان است. بعضی از والدین تلاش میکنند شرایط ایجاد شده را از کودکان پنهان کنند و شرایط را کامل عادی جلوه دهند درحالیکه کودک متوجه شرایط غیرعادی میشود و تناقض را میبیند. در نقطه مقابل برخی از والدین با واکنشهای هیجانی شدید و اغراقآمیز ناامنی را به کودک القا میکنند که برای هر دو مورد توصیه به حفظ تعادل بوده و لازم است متناسب با سن و درک کودک توضیحات کلی از شرایط را بگوییم و تأکید کنیم که در کنارش و مراقب او هستیم.

فرشته عسکری مدرس دانشگاه و روانشناس بیان کرد: جنگ، پدیدهای است که عمیقترین زخمها را بر پیکره اجتماع، و بهویژه بر روان کودکان و خانوادهها وارد میکند. در چنین شرایطی، اولویت اصلی، حفظ و ارتقای سلامت روان است، چرا که کودکان، نسل آینده ما هستند و آسیبپذیری آنها در برابر ترومای جنگ، بسیار بالاست.
وی افزود: تأثیرات جنگ بر کودکان عمدتاً از طریق ایجاد حس ناامنی، ترس مداوم، ازدستدادن عزیزان، و مواجهه با صحنههای خشونتآمیز بروز مییابد. این عوامل میتوانند منجر به طیف وسیعی از مشکلات روانی شوند؛ از اضطراب شدید، کابوسهای شبانه، و مشکلات رفتاری مانند شبادراری یا لجبازی در کودکان خردسال، تا افسردگی، انزوا، افت تحصیلی، و حتی افکار خودکشی در نوجوانان. این تجربیات تلخ، اگر بهدرستی مدیریت نشوند، میتوانند پایههای سلامت روان فرد را تا بزرگسالی متزلزل کنند و حتی در نسلهای بعدی اثرات خود را به جا بگذارند.
عسکری تصریح کرد: نقش خانواده در این میان، حیاتی و چندوجهی است. خانواده اولین و مهمترین پناهگاه کودک محسوب میشود. اما خود اعضای خانواده نیز در بحبوحه جنگ، با اضطراب، ترس، فشارهای اقتصادی، و فقدان عزیزان دستوپنجه نرم میکنند. این وضعیت، توانایی والدین را برای حمایت از فرزندانشان تحتفشار قرار میدهد. بااینحال، حتی در سختترین شرایط، تلاش برای حفظ حس امنیت روانی از طریق ایجاد نظم در روتینهای روزانه، برقراری ارتباط مؤثر و همدلانه با کودک، و شنیدن فعالانه به ترسها و نگرانیهایشان، میتواند بسیار کمککننده باشد.
وی تأکید کرد: خانواده، بهعنوان اولین و مهمترین نظام حمایتی کودک، نقشی دوگانه در بحران ایفا میکند؛ هم کانون تابآوری و هم بازتابدهنده شکنندگی ناشی از جنگ. والدین، خود تحتفشارهای روانی شدیدی قرار دارند که میتواند توانایی آنها را برای حمایت مؤثر از فرزندانشان کاهش دهد
این مدرس دانشگاه تأکید کرد: ارائه اطلاعات صادقانه اما متناسب با سن کودک، و اجتناب از بیان جزئیات خشونتآمیز که میتواند ترس را تشدید کند، از دیگر وظایف والدین است.
وی تصریح کرد: کودکان بهشدت تحتتأثیر وضعیت روانی والدین خود قرار دارند؛ بنابراین، والدین نیازمند مدیریت فشار روانی و اضطراب شخصی خود هستند؛ با استفاده از تکنیکهای تنفس عمیق، مدیتیشن، یا صحبت با یک فرد مورداعتماد. تشویق کودکان به فعالیتهای لذتبخش و خلاقانه مانند نقاشی، بازی، یا گوشدادن به موسیقی، نیز راهی مؤثر برای بازگرداندن حس کنترل و شادی به زندگی آنهاست.
عسکری افزود: در مواقعی که اضطراب و ترس کودک شدید است و زندگی روزمرهاش را مختل میکند، مراجعه به متخصصان سلامت روان، از جمله روانشناسان کودک، امری ضروری است.
وی خاطرنشان کرد: آنها میتوانند با روشهای درمانی تخصصی، به کودک و خانواده کمک کنند تا ترومای جنگ را پردازش کرده و راهکارهای عملی برای تابآوری بیابند. هدف نهایی، نه فقط بقا، بلکه توانمندسازی کودکان و خانوادهها برای عبور از بحران و ساختن آیندهای سالمتر و امیدوارانهتر است.
این مدرس دانشگاه تصریح کرد: کودکان نیاز دارند بدانند که بزرگسالان مسئول مراقبت از آنان هستند و زندگی روزمره ادامه خواهد داشت. رسانهها و فضای مجازی نیز نقش مهمی در شکلدهی هیجانات کودکان دارند. مواجهه مکرر با تصاویر خشونتآمیز یا اخبار هراسآور میتواند سیستم هشدار مغز کودک را در حالت آمادهباش دائمی نگه دارد.
انتهای خبر/









































