به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «خبر نیمروز»، مطهره صیادی، کارشناس روانشناسی، در یادداشتی نوشت:
دوران کودکی فقط مرحلهای برای یادگیری مهارتها و آمادهشدن برای آینده نیست؛ بلکه پایه شکلگیری شخصیت، اعتمادبهنفس و نوع ارتباط فرد با خودش و دیگران در همین سالها ساخته میشود. یکی از مهمترین عوامل در این مسیر، احساس امنیت روانی است.
کودکی که در خانه احساس آرامش میکند، میداند میتواند درباره ترسها، نگرانیها و اشتباهاتش صحبت کند و از طردشدن یا تحقیرشدن نمیترسد، فرصت بیشتری برای رشد سالم خواهد داشت.
کودک به شنیدهشدن نیاز دارد
گاهی والدین تصور میکنند برای حل مشکلات کودک باید سریع راهکار ارائه دهند، درحالیکه در بسیاری از مواقع، کودک پیش از هر چیز نیاز دارد کسی حرفهایش را بشنود.
وقتی کودک درباره یک ترس، ناراحتی یا اتفاق ناخوشایند صحبت میکند، واکنش نخست والدین اهمیت زیادی دارد. بیاهمیت جلوهدادن احساسات کودک با جملاتی مانند «چیزی نشده»، «این که ترس ندارد» یا «بچه نباید برای این چیزها گریه کند»، ممکن است باعث شود او به مرور احساسات خود را پنهان کند.
پذیرفتن احساسات به معنای تأیید تمام رفتارهای کودک نیست. والد میتواند احساس کودک را بپذیرد، اما همزمان درباره رفتار درست و نادرست نیز با او صحبت کند.
اشتباه کردن را به فرصتی برای یادگیری تبدیل کنیم
کودکی که از اشتباه کردن میترسد، ممکن است از تجربههای تازه دوری کند. ترس از واکنش والدین میتواند باعث شود کودک کمتر سؤال بپرسد، کمتر اظهار نظر کند و حتی مشکلاتش را پنهان کند.
بهتر است اشتباه به جای آنکه با سرزنش همراه شود، فرصتی برای گفتوگو و یادگیری باشد. والدین میتوانند به کودک کمک کنند بفهمد چه اتفاقی افتاده، چه چیزی میتوانست بهتر انجام شود و برای جبران آن چه کاری میتوان انجام داد.
این نوع برخورد به کودک میآموزد که اشتباه پایان راه نیست و میتوان از تجربههای ناموفق نیز چیزی یاد گرفت.
محبت، فقط گفتن «دوستت دارم» نیست
امنیت روانی کودک تنها با گفتن جملات محبتآمیز ایجاد نمیشود. رفتار روزمره والدین، شیوه صحبت کردن، توجه به کودک، احترام گذاشتن به حرفهای او و حتی زمانی که برای باهم بودن اختصاص میدهند، همگی در احساس امنیت او نقش دارند.
کودک زمانی احساس ارزشمندی میکند که بداند محبت والدین وابسته به نمره، موفقیت یا رفتار بینقص او نیست.
اگر کودک تصور کند تنها زمانی مورد توجه قرار میگیرد که بهترین نمره را بگیرد یا مطابق خواسته والدین رفتار کند، ممکن است ارزش خود را به موفقیتهایش گره بزند.
نظم و قانون در کنار آرامش
امنیت روانی به معنای حذف قانون و محدودیت نیست. کودکان به چارچوب مشخص و قوانین قابل فهم نیاز دارند؛ اما این قوانین باید تا حد امکان ثابت، منطقی و متناسب با سن کودک باشند.
تغییر مداوم قوانین، تهدیدهای شدید و واکنشهای غیرقابل پیشبینی میتواند کودک را دچار سردرگمی کند. در مقابل، زمانی که کودک بداند چه انتظاری از او وجود دارد و پیامد رفتارهایش چیست، احساس ثبات بیشتری خواهد داشت.
والدین میتوانند قاطع باشند، بدون آنکه از تحقیر، ترساندن یا خشونت کلامی استفاده کنند.
امنیت روانی از خانه آغاز میشود
محیط خانواده نخستین جایی است که کودک در آن درباره اعتماد، احترام، حل اختلاف و نحوه برخورد با مشکلات میآموزد. نحوه رفتار والدین با یکدیگر نیز میتواند بر احساس امنیت کودک تأثیر بگذارد.
وجود اختلاف نظر در خانواده طبیعی است، اما تبدیل اختلافها به مشاجرههای شدید، تهدید یا رفتارهای ترسناک میتواند فضای روانی خانه را برای کودک ناامن کند.
در نهایت، رشد سالم کودک تنها به فراهمکردن امکانات آموزشی و رفاهی وابسته نیست. کودکی که احساس امنیت، احترام و ارزشمندی میکند، آمادگی بیشتری برای یادگیری، ارتباط برقرار کردن و مواجهه با چالشهای زندگی خواهد داشت.
امنیت روانی یک نیاز تجملی برای کودک نیست؛ یکی از پایههای اصلی رشد اوست. هرچقدر خانواده در ایجاد این امنیت آگاهانهتر عمل کند، کودک فرصت بیشتری خواهد داشت تا با اعتمادبهنفس، آرامش و احساس ارزشمندی مسیر رشد خود را طی کند.






































